![]() |
![]() |
|
| کتاب های داستان ایرانی و خارجی |
![]()
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 19:23 توسط aina |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 19:18 توسط aina |
|
|
با هم بودیم با هم بودیم و در کنار هم بودیم.با هم میخندیدیم.با هم از دنیای زیبا لذت می بردیم. حتی یک برگ خشک و زرد درخت چنار پیری را زیبا می دیدیم و حتی به یک جوجه ی کوچکی که از دست مادرش غذا میخورد می خندیدیم و همیشه دنیا را زیبا می دیدیم. به بهار خوش آمد می گفتیم و پاییز را بدرقه میکردیم.با هم بودیم و با هم بودن را یاد گرفتیم و از با هم بودن لذت بردیم و شادی و غم هایمان را تقسیم کردیم.با هم بودن برای ما به معنای زیبا بودن بود با هم بودن برای ما به معنای همیشه ماندن و پیمان ابدی تا دم مرگ بود.جدایی برای ما معنایی نداشت.با هم بودن را دوست داشتیم.با هم میخندیدیم و با هم گریه می کردیم.در سرمای سخت زمستان در کنار هم بودیم و از جدایی سخت میترسیدیم.هیچ وقت به فکر جدایی نبودیم ولی سرانجام دست سرنوشت ما را در یک زمستان سخت از هم جدا کرد.از آن زمان خنده با لبانم خداحافظی کرد و بهار هیچ وقت به دلم بازنگشت.زمستان سرد همیشه در قلبم ماند. با هم بودن را در کنار تو یاد گرفتم ولی تو رفتی من رفتم و هیچ گاه در کنار هم نماندیم پ.روز های بسیاری از جدایی یکدیگر گذشته است روز های بسیاری است که به جدایی یکدیگر فکر می کنم و به آن روز لعنت میفرستم.روز های بسیاری است که به با هم بودنمان فکر می کنم و به آن روزها لعنت می فرستم گریه می کنم ولی تو هیچ گاه باز نمیگردی.من نیز بازنمیگردم ولی همیشه خاطره ی تو در قلبم هک شده است.با هم بودیم تا برای هم باشم.با هم بودیم تا از فرصت ها استفاده کنیم. با هم بودیم... پ.ن1:هر گونه کپی و تکثیر از این نوشته پیگرد قانونی دارد مگر با نام نویسنده پ.ن2:نویسنده:aina پ.ن3:تقدیم به... پ.ن4:لطفا نظر بدهید |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 18:59 توسط aina |
|
|
مجموعی سروده ها
دفتر اول:اسیر دفتر دوم:دیوار دفتر سوم:عصیان دفتر جهارم:تولدی دیگر دفتر پنجم:ایمان باورم به فصلی زرد فروغ را در بین کلماتش که شعر نیستن بیشتر بشناسیم: نیما برای من آغازی بود..:نیما برای من آغازی بود.میدانید چرا؟نیما شاعری بود که من در شعرش برای اولین بار یک فضای فکری دیدم سادگی او مرا شگفت زده کرد به خصوص وقتی در پشت این سادگی ناگهانی با تمام پیچیدگی ها و پرسش ها ی تاریک زندگی بر می خوردم در سادگی او سادگی خودم را کشف کرد... شعر چیزی است که عامل ظرافت و...شعر چیزی است که عامل ظرافت و زیبایی یکی از اجزای آن است شعر آدمی است که که در شعر جریان دارد بعضی ها را میبینم که رفتار روزانه یشان هیچ ربطی به شعری که سرودند ندارد یعنی فقط وقتی شعر می گویند شاعر هستند بعد تمام می شوددوباره میشوند یک آدم حریص شکموی ط=ظالم تنگ فکر بدبخت حسود حقیر من از آن آدم ها نیستم که وقتی میبینم...من از آن آدم هایی نیستم که وقتی میبینیم سر یک نفر به سنگ می خورد و می شکند دیگر نتیجه بگیرم نباید طرف سنگ رفت من تا سر خودم نشکند معنی سنگ را نمی فهمم می خواهم بگویم بعد از خواندن اشعار نیما هم من شعر های بد زیادی گفتم می دانید من آدم ساده ای هستم...می دانید من آدم ساده ای هستم به خصوص وقتی می خواهم حرف بزنم نیاز به این مسئله را بیشتر احساس می کنم من هیچ وقت اوزان عروضی را نخواندم آن ها را در شعر هایی که می خواندم پیدا کردم بنابراین برای من حکم نبودند راههایی بودند که دیگران رفته بودند یکی از خوشبختی های من این است که نه در ادبیات کلاسیک سرزمین خود غرق کردم و نه زیاد مجذوب ادبیات فرنگی شدم .. برای من کلمات خیلی مهم هستند ..هر کلمهای روحیه ی خاص خودش را دارد ..من وقتی میخواهم شعر بگویم دیگر به خودم که نمی توانم خیانت کنم... من جمله را در ساده ترین شکلی که در مغزم ساخته می شود رو ی کاغذ می یاورم وزن مثل نخی است که از میان کلمات رد می شود بی آنکه دیده شود فقط آن ها را حفظ می کند و نمی گذارد بیفتد ..باید واقعی ترین و قابل لمس ترین کامات را انتخاب کرد حتی اگر شاعرانه باشد باید قالب را در این کلمات ریخت نه کلمات را در قالب... عیب کار من اینست که...عیب کار من این است که هنوز همه ی آنچه را که می خواهم نمی توانم بگویم ادامه دارد ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 18:51 توسط aina |
|
|
سلام!!!!انمی دونم از کجا شروع کنم چون دفعه ی اول هس که دیه وبلاگ زدم امیدوارم این وبلاگ بتونه پا برجا بمونه.من در این وبلاگ کتاب معرفی می کنم و نوشته های خودم رو در وبلاگ می ذارم و همین طور سعی می کنم وبلاگ خوبی رو در اختیار بذارم.امیدوارم خوشتون بیاد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 19:50 توسط aina |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 |
|
RSS
|